سلام، خیلی وقت بود که خوب ننوشته بودم، نمی شد بنویسم، حالا می خوام خوب بشم!
فکر می کردم خستگیم می مونه ولی دارم راهیش می کنم.
اگه بتونم بفرستمش!!!! اگه بره!!!!
دیگه من نمی گذارم غریبه ای بیاد خونم، توی جونم.
آخه می دونی!!
اولش با طرح دوستی میان جلو، توی دلت، مهمون که شدند، عزیز می شن، کم کم صاحب خونت میشن، خونه رو به اسم خودشون که زدن، یکدفعه خالیش می کنن!!!
خونت رو می برن!!!؟؟
دیدی؟؟ دیدی وقتی یک چیزی، یک عضوی از بدنت رو میگیرن، میبرن!!
جای خالیش چقدر زجر میده؟؟ میکشتت؟؟
یکی که چشمهاش رو از دست می ده، می بینی که تا چه حد ناراحته؟؟!!
همه دلشون برحم میاد، براش ترحم می کنن.
ولی وقتی که یکی دل نداره، یعنی دل داشته و اون رو بردنش، دزدیدنش؟؟!!
اون چی؟؟ چکنه؟؟
کی دلش رو می بینه!!!
آخه دل، دلی که من می گم نمیشه دید، وجود مادّی نداره.
اون وقت، کی دلش براش میسوزه؟؟ کی براش ترحم میکنه؟؟
خودش فقط باید بتونه با جای خالیش تو سینه کنار بیاد، به خودش باید ترحم بکنه!! خیلی بده! کی دلش رو میبینه؟؟
آخه، نمی شه،
من خستگی دلم رو بیرون می کنم، شاد میشم، خوب میشم، ولی با غریبه چکنم؟؟
نمی تونم که جلوش رو بگیرم، نمی دونم ، از کجا میاد تو من؟؟
اون اجازه نداره، برای چی میاد خونم؟؟؟ توی جونم؟؟؟
کلی زمان میگیره، من پولهای وقت هام رو خرج بکنم، یه خونه دیگه، یه دل دیگه، رو همون زمین قبلی که خالیش کرده بودن، خرابه ش کرده بودن، بنا کنم.
آخرش....تا میخوام درهاش رو نصب کنم، یواشکی یکی میره تو دلم قایم میشه.
می بینمش!!! من نمی تونم که بیرونش کنم؟؟!!
مهربون گفته: مهمون حبیب خداست،
نمی دونم اون مهمونه؟؟
ولی این دفعه،
اول در رو میکارم، قفلش می کنم، بعد، خونمو پشتش می سازم.
کسی نمیتونه بیاد تو خونم!!!وای.......
خونم پنجره داره؟؟!!!
می خوام انقدر صبر کنم، یکی پیدا بشه، خودش کلید داشته باشه،
اون انقدر مهربونه، خونه خودش رو میسپاره به من.
مهربون، خونه ای بزرگ، قدر یه دریا داره،
یه دل قشنگ داره.دل کوچک من رو ، برای مهربونیش بر میداره،
آخه آدمای خوب دل بزرگ، همیشه، یه جای خلوت و دنج رو دوست دارن.
اگه بیاد...........!!!!
انقدر براش عشق تعارف می کنم!!!! که نتونه برگرده بره، بره خونه دیگه.
تا حالا عشق خوردی؟؟
اگه اصلش گیر بیاد، شیرینه مثل عسل،
هر چی می خوای میخوری، سیر نمی شی!!
غریـــــــــبه....!!!
غریبه، بفرما منزل دلم،
آخ...... هنوز نیمه کاره، پول ندارم.
من؟؟!! می تونم بیام خونت؟؟؟؟؟
ولی اگه اومدی، تو خرابه دلم، عشـــــق دارم، می تونم بهت بدم هر چی بخوای؟؟!! فکر کنم سیر بشی؟؟
وای، چقــــــدر گشنمه!!!
کسی نیست یه عالمه عشق بده، سیر بشم؟؟؟
فکر نکنی که من گدام!!
از کسی چیزی قبول نمی کنم، کسی میتونه من رو سیر کنه، که تا همیشه خونم بمونه.
حالا خونه ندارم!!!! درش هم که قفل زدم؟؟!!!
اگه اون بخواد بیاد، کلید داره، غریـــــــــــــبه....... !!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
امیررضا 81.2.31